السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

29

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )

و در روايتى ديگر گويد : « دو سال يا يك سال و نيم با ابن‌عمر همنشين بودم و نشنيدم كه چيزى از رسول‌خدا ( ص ) روايت‌كند مگر اين حديث را . . . » . و از سائب‌بن‌يزيد گويد : « با سعد - ابن ابى وقاص - به مكّه رفتم و نشنيدم كه از رسول خدا ( ص ) حديثى بازگو كند تا به مدينه بازگشتيم « 1 » » . البته در ميان صحابه كسانى هم بودند كه با سنّت خلفا مخالفت نموده ، سنت‌رسول‌الله ( ص ) را منتشر كردند و در نتيجه دچار بلاها و تنگناهائى شدند كه نمونه‌هايى از آن را يادآور مىشويم : در كنزالعمّال از عبدالرحمان بن عوف « 2 » گويد : « عمربن‌خطاب پيش از مرگ خود اصحاب رسول‌خدا ( ص ) : عبدالله‌بن‌حُذَيفه « 3 » ، ابودرداء « 4 » ، ابوذر و عقبه بن عامر « 5 » را از آفاق و اطراف [ سرزمين اسلامى ] فراخواند و گفت :

--> ( 1 ) . سنن دارمى ، كتاب العلم ، ج 1 ص 84 - 85 . ( 2 ) . عبدالرحمان‌بن‌عوف قرشى زهرى ، رسول‌خدا ( ص ) بين او و عثمان برادرى قرارداد ، و عمر تعيين خليفه در شوراى شش نفره را به وى سپرد و او با عثمان بيعت‌كرد . در سال 31 يا 32 هجرى در مدينه وفات كرد . صاحبان صحاح 65 حديث از او روايت كرده‌اند . مراجعه كنيد : عبدالله‌بن‌سبا ، جلد اول ، فصل شورى ، و نيز جوامع‌السيره ، ص 279 . ( 3 ) . شرح زندگانى عبدالله بن حذيفه را نيافتم . شايد مراد از او همان عبدالله بن حذافه قرشى سهمى باشد كه از قدماء مهاجرين بود و در زمان خلافت عثمان در مصر درگذشت . تقريب التهذيب 1 / 409 . ( 4 ) . ابودرداء عُوَيمر يا عامر بن مالك انصارى خزرجى ؛ مادرش ، محبّهً دختر واقدابن‌الاطنابه بود . پس از آمدن پيامبر ( ص ) به مدينه ، اسلام آورد و در جنگ خندق و غزوات بعدى شركت داشت . پيامبر ( ص ) ، بين او و سلمان فارسى عقد اخوّت جارى كرد . در زمان عثمان ، منصب قضاء در دمشق به دو واگذار شد و در همانجا به سال 32 يا 33 هجرى درگذشت . اصحاب صحاح ، 179 حديث از او روايت كرده‌اند . اسدُ الغابة ، 5 / 159 - 160 و 187 و 188 ؛ جوامع السيرة ، ص 277 . ( 5 ) . دو نفر به نام عقبه بن عامر مىشناسيم : عقبه بن عامر جهنى كه اصحابِ صحاح 55 حديث از او روايت كرده‌اند وعقبه بن عامر انصارى سُلَمى . اسدُ الغابة ، 3 / 417 ؛ جوامع‌السيرة ، ص 179 .